Friday, March 31, 2006


اعتماد به نفس!
تنها چيزي كه پيش تو اصلاً ندارم.

Posted by Posted by Esmaeil at 11:51 AM

Thursday, March 30, 2006


یه روزی من بودم و تو بودی و کلی حرفهای قشنگ قشنگ.
الان هم همینطوره! من هستم و اون هست و کلی حرفهای قشنگ قشنگ!

Posted by Posted by Esmaeil at 9:49 AM

Tuesday, March 28, 2006


ببین! تنها چیزی که تو زندگیم واسم مهم نیست، اینه که تو و امثال تو، در مورد من چجوری فکر میکنن.
پس سعی نکن خودتو جوری نشون بدی که انگار از من بدت میاد.

Posted by Posted by Esmaeil at 12:17 PM

Monday, March 27, 2006


ون موقع که دور و برت شلوغ بود، غلط کردی چسی اومدی واسه یارو! که حالا بیفتی به خا..مالی !!!
خداییش امیر راست میگه !
پ ن: خیلی از اونهایی که وبلاگشون رو میخونم، تو ارکات پیدا کردم، تا بیشتر باهاشون آشنا شم. خداییش وبلاگهای به این قشنگی، قیافه های به این بی ریختی. بلا به دور !

Posted by Posted by Esmaeil at 8:03 PM

Saturday, March 25, 2006


ببین! تو از جون من چی میخوای؟
هیچی به قرآن! فقط یه دختر کوچولوی ناز و خوشگل!

پ ن: انگار نه انگار تیریپ دعوا، این اداها بود!

Posted by Posted by Esmaeil at 10:48 AM

Wednesday, March 22, 2006


ببینید رفقا! به نظر من، اینکه بین دو نفر که رابطه دوستانه و عاشقانه ای هم دارند، سکس هم به عنوان یه قسمتی از این رابطه وجود داشته باشه، اصلاً چیز بدی نیست.
نمی دونم چرا تا حرف سکس میاد وسط، ریده میشه توی همه این روابط!

Posted by Posted by Esmaeil at 10:23 AM

Monday, March 20, 2006


سال سگی خوبی رو براتون آرزو میکنم! از ته دل !

Posted by Posted by Esmaeil at 10:45 AM

Sunday, March 19, 2006


خداییش خیلی واسم جالبه بفهمم این امیر با 22 سال سنش با این دوست دختره 15 ساله سوم راهنماییش در مورد چه موضوعاتی باهم صحبت می کنند!
حاضرم یه روز از صبح تا شب رو یه پام وایستم ولی بفهمم اینا دارن در مورد چی با هم صحبت می کنن!!!

Posted by Posted by Esmaeil at 6:01 PM

دنبال كسي مي گردم كه با من در مورد خود من صحبت كنه، نه با من در مورد خودش!
خدا كنه كه بفهميد چي ميگم!
اگه همچين كسي رو پيدا كنم، عاشقش ميشم. بدجورم عاشقش ميشم !!!

Posted by Posted by Esmaeil at 10:13 AM

Saturday, March 18, 2006


آقا جون، من نمي فهمم!نمي تونم درك كنم. نمي تونم بفهمم. نمي تونم بفهمم چرا بايد يه پسر بزرگتر از يه دختر باشه. حالا واسه دوستي يا ازدواج يا هر چيز ديگه اي! نمي تونم بفهمم ديگه. حالا هي تو زور بزن! خودتو جر بده!
همه اون دلايلي هم كه واسم گفتي، بزار در كوزه آبش رو بخور !!!

Posted by Posted by Esmaeil at 11:09 AM

Friday, March 17, 2006


ببين! اينكه بهت مي گفتم دوست دارم. این كه واست كلي لاو ميتركوندم. به قرآن همش راست بود. هيش كدومش رو واست خالي نيستم. الآن هم كه دارم بي خيالت ميشم، معني اش اين نيست كه تو بد بودي، يا اينكه از تو خوشم نيومده، يا اينكه پاي كسي ديگه وسطه! نه اصلاً!
اين منم كه مدام دارم تغيير ميكنم. هنوزم كه هنوزه به اون نقطه ثابتي كه بايد برسم نرسيدم.

Posted by Posted by Esmaeil at 5:19 PM

Thursday, March 16, 2006


ببين رفيق! اين كه بي اعتمادي بين دو نفر بعد از يه مدتي پيش بياد، اصلاً غير طبيعي نيست. اما اينكه از همون اول بي هيچ دليلي اين جو بي اعتمادي وجود داشته باشه، خيلي اعصاب خورد كنه! خيلي !!!

Posted by Posted by Esmaeil at 9:34 PM

Tuesday, March 14, 2006


دیشب یه خواب بالای 18 سال دیدم!
اصلاً فکر نمی کردم اینقدر بی جنبه باشم!!!

Posted by Posted by Esmaeil at 5:34 PM

Sunday, March 12, 2006


فقط دارم ادای آدمای عوضی رو در میارم. فقط دارم ادای آدمای آشغال رو در میارم. فقط دارم ادای پسرهای لاشی رو در میارم. فقط دارم ادا در میارم. فقط دارم اداشون رو در میارم. باور کن من هیشکدوم از اینا نیستم !!!

Posted by Posted by Esmaeil at 5:59 PM

به نظر تو بچه مون چه شکلی میشه؟
خوب اینکه کاری نداره. دمه عید که خونه ما سه چهار روز خالی شد، اونوقت بیا با هم امتحان کنیم.!!!

Posted by Posted by Esmaeil at 5:10 PM

بیست و یک سالمه ها ولی نمی دونم چرا هنوز که هنوزه این دختر بچه های دبیرستانی دور و برم رو گرفتن. فکر کنم دیگه وقتش شده که یه درجه سطح روابط عمومی ام رو بالا ببرم.

Posted by Posted by Esmaeil at 1:26 PM

Saturday, March 11, 2006


دیدین بعضی از این آدمها رو بعد از دیدن یه فیلم تو سینما. آقا پاشون رو که از سالن سینما می زارن بیرون میرن تو حسی که یارو پسره تو فیلم واسه دختره میومده! بعد شروع میکنن با تیکه های پسره تو فیلم، چسی اومدن واسه بقیه! انگار نه انگار که شاید کسه دیگه هم این فیلم رو دیده باشه.
خلاصه اینکه من با این تیریپ آدمها کلی حال میکنم. خوراک خنده یه هفتم جوره وقتی به پستم بخورن!!

Posted by Posted by Esmaeil at 11:20 AM

Wednesday, March 08, 2006


از بچگی عادت داشتم، از هرچیزی که بقیه خوششون میومد، من بدم میومد. نه اینکه واقعاً بدم بیاد ها! نه! همش به خاطر لج و لجبازی. مثلاً اگه یه لباسی میومد تو بورس، چون بقیه اون رو می پوشیدن، من نمی خریدمش. یا اگه یه فیلمی خیلی سر و صدا میکرد، ملت همه فیلم رو میدیدن. ولی من بیخیال فیلمه میشدم !
الان هم همون وضع همچنان ادامه داره. لامصب بد جور داره فاز میده. ولی خوب یه سری دیگه هم دنبالشن!

Posted by Posted by Esmaeil at 1:03 PM

میدونی چیه؟ اینکه که کلی دختر تحویلت بگیرن، خیلی خوبه! اینکه کلی کشته مرده داشته باشی خیلی خوبه! ولی خیلی ضایع ست اونی که کشته مرده شی یه نگاه هم بهت نکنه !!!

Posted by Posted by Esmaeil at 11:51 AM

وقتی بابام تو چشمام نگاه میکنه و میگه: اسماعیل تو هنوز فقط 21 سالته. جوونی. دلت پاکه پاکه! روحت مثل آئینه صافه صافه! هم خندم میگیره هم عذاب وجدان

Posted by Posted by Esmaeil at 8:54 AM

Tuesday, March 07, 2006


ببين! وقتي دستت هنوز تو جيب باباته. وقتي باباتم يه كارمند ساده بيشتر نيست. تو گه ميخوري با مايه دار جماعت تيريپ لاو ميريزي !!!
با توام ها !!!
پی نوشت: خوب! اسفند 1382 اولین پست وبلاگم رو اینجا نوشتم. حالا اسفند 1384 بعد از 2 سال دارم اینجا می نویسم. با یه چیزی تو مایه های 360 درجه تغییر !!!

Posted by Posted by Esmaeil at 10:12 AM

Monday, March 06, 2006


اون: وبلاگت چند ساعت از وقتت رو در روز میگیره ؟
من: روزی نیم ساعت، نهایتش هم بعضی روزها که فاز بده یه ساعت!
اون: معلومه!
من: چی معلومه؟ از کجا معلومه!
اون: از این کس شعرایی که می نویسی !!!

Posted by Posted by Esmaeil at 10:08 PM

Sunday, March 05, 2006


همین اول بهت گفته باشم! اگه میخوای با من دوست بشی باید دست به جیبت خوب باشه. من از اون پسرای کسخل نیستم که فرت فرت واست خرج کنم، که تو هم فکر کنی وظیفه ام بوده. یعنی ندارم که بخوام خرج کنم. من که یه بچه کارمند بیشتر نیستم !!!
حالم از دخترایی مثل تو، که وقتی باهات میرم بیرون، فکر می کنی که من وظیفه دارم واست خرج کنم، بهم میخوره.

Posted by Posted by Esmaeil at 10:23 PM

تجربه خودم و دوستام بهم ثابت کرده که هرچقدر تعداد دوست دخترامون کمتر بوده، به همون نسبت هم اعتماد به نفسمون پایین اومده !!!
پی نوشت : قابل توجه حمید خان !

Posted by Posted by Esmaeil at 10:14 PM

Saturday, March 04, 2006


آقا از اونجائی که جدیداً مد شده بروبچ میرن فیلم های خفن می بینن، بعدش هم کلی چسی میان که بعله، آره این فیلمه که دیدیم آخر مغز بود. آدم باید دو سه دفعه ببینه تا بفهمه و کلی به به و چه چه دیگه می کنن، ما هم رفتیم فیلم حکم رو دیدیم. آقا خداییش مغز بود ها! من یکی که هیچی نفهمیدم!
این رو گفتم که بدونید منم کلی با کلاسم. اصلاً من جزو آدمهای فرهیخته ام. اگه نمی دونستین حالا بدونید !!!

Posted by Posted by Esmaeil at 10:27 PM

تازگیها از یه دختر ترکمن خیلی خوشم اومده. دلم بدجور واسش مول مول می کنه!!!

پی نوشت:
من: امیر این مول موله دلم همون عشقه دیگه. نه ؟! آخه واسه هیشکی تا حالا این ریختی نشده بودم که الان واسه این دختره شدم.
امیر: کدوم دختره؟
من : فلانی دیگه.
امیر: اوووف! عجب تیکه ای لامصب !!!
من: تو ر خدا رفیق فابریکای ما رو داشته باش !!!

Posted by Posted by Esmaeil at 1:11 PM

Thursday, March 02, 2006


میدونی چیه؟! بعضی وقتها آدم تو زندگیش به یه مرحله ای می رسه که، پیش خودش میگه: ای بابا! شاید واقعاً زندگی همون چیزیه که بقیه مردم دارن می کنن. چرا من دارم این همه خودم رو جر میدم. منم یکی مثل بقیه. به نظر من یه همچین مرحله ای تو زندگی خیلی مزخرفه!!!

Posted by Posted by Esmaeil at 7:56 PM

 
>