قصاب محله مون رو به جرم اینکه گوشت چرخ کردۀ خر رو به جای گوشت گوسفند به ملت قالب میکرده، گرفتن.
میگم خدایا چرا چند وقته یه جوری شدم !
Sunday, January 29, 2006
Posted by Posted by
Esmaeil
at
11:52 AM
Friday, January 27, 2006
پسرك پريد لبهي جوي آب و سعي كرد تعادلش را حفظ كند و شروع كرد به راهرفتن. دخترك اما لبهي ديگر جوي آب را انتخاب كرد؛ دوست نداشت پشت سر پسر باشد. فكر كرد اينجوري هميشه كنار هم هستند. سرش را كه بلند كرد، انتهاي جوي آب در آن خيابان طويل درست پيدا نبود اما، يك چيز كاملاً مشخص بود؛ آنها موازي همديگر ميرفتند، با فاصله يك جوي آب از هم. رسيدني در كار نبود، حتي تا قيامت!
Posted by Posted by
Esmaeil
at
3:59 PM
Thursday, January 26, 2006
میدونی چیه؟ وقتی 21 یا 22 سالت میشه. دیگه خسته میشی. از هر چی دختر و دوست دختره بدت میاد. از هر چی کوچه خلوت و لب گرفتن یواشکیه حالت بهم میخوره. دیگه فقط یه نفر رو میخوای که واقعاً دوستت داشته باشه
من هنوز یه همچین کسی رو پیدا نکردم
Posted by Posted by
Esmaeil
at
11:24 AM
Sunday, January 22, 2006
تازگیها یکی باعث شده فکر کنم، دخترها به جز سکس و عشق بازی به درد چیز دیگه ای هم میخورن
Posted by Posted by
Esmaeil
at
4:00 PM
Friday, January 20, 2006
قبلا گفتم، بازم میگم: از دینی که بالای سر مردم باشه و مرتب بگه چکار کنین چیکار نکنین بدم میاد. از دینی که کنار مردم و با مردم باشه خوشم میاد
Posted by Posted by
Esmaeil
at
8:12 PM
Tuesday, January 17, 2006
این که خدا هست رو قبول دارم. اما اینکه خوبه یا بد رو هنوز نمی دونم. شک دارم
Posted by Posted by
Esmaeil
at
10:29 AM
Thursday, January 12, 2006
تازگیها به این نتیجه رسیدم که تنها دلیلی که واسه ازدواج هست، بچه دار شدنه! وگرنه هیچ چیزی نیست که زن رو از دوست دختر متمایز کنه
Posted by Posted by
Esmaeil
at
2:39 PM
Tuesday, January 10, 2006
دیگه دختر هم ارضام نمی کنه! یه سرگرمی نو و جدیدتر میخوام
Posted by Posted by
Esmaeil
at
10:59 AM