Thursday, December 30, 2004


من نمي دانم اين چه رسمي است كه در وبلاگستان جا افتاده كه همه هر چيزي را دلشان بخواهد ميتوانند در وبلاگشان بنويسند. تا هم مي آيي و انتقادي از يكي از نوشته هايشان ميكني؛ هزار جور دليل براي كارشان مي آورند كه نمي دانم وبلاگ يك صفحه كاملاً شخصي است و هرچه دلمان بخواهد ميتوانيم در آن بنويسيم. اصلاً فرق وبلاگ با ساير رسانه ها هم همين است. اگر نمي داني بدان!
باور كنيد به پير به پيغمبر ما هم ميدانيم وبلاگ يك صفحه شخصي است. وللهه ما هم ميدانيم وبلاگ با ساير رسانه ها فرق دارد.
اما همه اينها دليل نمي شود تا از يكي تو اين مملكت اشتباهي سر مي زند شما برگردي و با هزار جور فحش و بد و بيراه از يك كارمند ساده يك اداره گرفته تا آن بالا بالاها همه را مورد لطف خودتان قرار بدهيد!
يكي نيست به اين جماعت از دوستان بگويد؛ تو را به خدا كمي از اين افراط و تفريط هايتان دست برداريد و عادلانه تر به مسائل كنيد.

Posted by Posted by Esmaeil at 9:58 PM

Friday, December 24, 2004


يك سوالي ميخواستم از شماهايي كه اينجا را ميخوانيد بپرسم. دارم مقاله اي مينويسم براي هفته نامه ستاره گلستان ( يك هفته نامه استاني است ).به يك آمار نياز دارم. اين آمار رو ترجيحاً براي كامل تر كردن مقاله ام نياز دارم. سوالم هم اين است: كسي ميداند از اين كساني كه در ايران وبلاگ مي نويسند چند درصدشان مرد هستند و چند درصد زن. آماري در اين رابطه منشر شده يا نه. حتي در حد حدس و تخمين هم اگرباشد خوب است. ممنون ميشم اگر كسي چيزي در اين رابطه ميداند برايم ميل كند يا زير همين پست برايم كامنت بگذاره. آدرس ايميل من هم همين پايين وبلاگ هست

Posted by Posted by Esmaeil at 3:08 PM

Tuesday, December 21, 2004


از يك چيزي تو دنيا خيلي بدم مياد، اونم اينكه فكر كني براي خودت يك گٌهي شدي و از بالا به بقيه نگاه كني!ممنونم ميعاد جان، بابت لينكدوني!

Posted by Posted by Esmaeil at 2:29 PM

Monday, December 20, 2004


باور كنيد هيچ چيز در اين دنيا نمي توانست به اندازه پيشنهاد نوشتن در يك روزنامه من را خوشحال كند
به من پيشنهاد شده تا در روزنامه ابتكار بنويسم
خيلي خوشحالم. هر چند كمي هم هل شده ام . باور كنيد نوشتن در روزنامه با نوشتن در وبلاگ آنقدر فرق مي كند كه هاج و واج مانده ام چطور و از كجا شروع كنم. البته خوشبختانه يكي از مزاياي اين چند وقت وبلاگ نويسي در همينجاست كه در اين مدتي كه مي نويسم آنقدر دوستان خوبي پيدا كرده ام كه در اين چنين شرايطي مي توانند كمكم كنند. فعلاً هم چيز خاصي براي گفتن ندارم، اما بعداً در مورد روزنامه ابتكار بيشتر توضيح ميدهم. اگر هم به اين زودي ها مطلبي از من در آنجا چاپ شد در همين جا لينك ميدهم و خبرتان مي كنم

Posted by Posted by Esmaeil at 10:27 AM

Friday, December 17, 2004


نمي دانم چرا از وبلاگ خواني مثل گذشته لذت نمي برم. دوست دارم برگردم به دو، سه سال قبل؛ آن زمان وبلاگ خواندن لطف و صفاي ديگري داشت. باور كنيد خسته شده ام از بس تو وبلاگ ها شعر و خاطره خوانده ام. البته شايد هم من در وبگرديهاي روزانه ام به اين وبلاگها كشيده مي شوم
آن زمانها اگر چه وبلاگهاي خيلي كمي وجود داشت اما ممكن نبود وبلاگي را باز كنم و تا آخرش نخوانم اما حالا صفحاتي كه پشت سر هم باز مي شوند و دريغ از خواندن يك كلمه از مطالبشان به جز وبلاگهاي معدودي كه هنوز دوستشان دارم و از خواندشان لذت مي برم

Posted by Posted by Esmaeil at 11:21 AM

Wednesday, December 15, 2004


چند وقتيه مي بينم و احساس ميكنم بعضي از دوستان وبلاگ نويس كه خارج از كشور زندگي ميكنند و يا به تازگي ساكن خارج از ايران شده اند، نوع نوشتن شان تغيير زيادي نسبت به قبل كرده. نمي دانم شما هم با من موافق هستيد يانه. اما اين تغيير نگارش كاملاً از نظر من محسوس و روشن هست
شايد من اشتباه مي كنم! شايد هم نه! بطور مثال حسين درخشان. به نظر من نوشته هايش روز به روز دارد از واقعيت فاصله مي گيرد. بسياري از مقالاتي كه در اينور و اونور مي نويسد ديگر به نظر من از واقعيت تهي است. البته منظورم اين نيست كه دروغ مي نويسد اما اظهار نظرهايش مثل چند سال گذشته اش بي طرفانه نيست و بوي خاصي ميدهد!
و يا خورشيد خانم خودمان. شيده بهمن يار ، فرين عاصمي و... بسياري از دوستان ديگر، كه اين در مورد آنها هم صدق مي كند. بسياري از اين دوستان ديگر مثل قديم نمي نويسند. اگر شما هم آرشيو يك يا دو سال قبلشان را بخوانيد احتمالاً با من هم عقيده ميشويد. البته نه مثل حسين كه طرز فكرش به نظر من تغيير كرده بلكه بيشتر در نوع نگارش شان تغييراتي ايجاد شده كه ديگر آن لذت خواندن به انسان دست نميدهد. بيشتر به اين دليل كه بي طرفنه قضاوت نمي كنند. به نظر نمي آيد كه اين تغييرات صرفاً به دليل تغيير مكان باشد. بلكه بيشتر به خاطر دور شدن و فاصله گرفتن از بسياري از واقعيت هايي است كه در داخل ايران مي گذرد و اين دوستان از آن بي خبرند و اگر هم خبر دارند اين اخبار به صورت درستي به خارج از ايران انعكاس نمي يابد. تا در ريز قضايا قرار بگيرند
شايد هم به قول ابطحي خودمان آنها که در خارج کشور هستند، و من به همه آنها احترام مي گذارم نوعاً فارغ از واقعيت هاي کشور مقاله مي نويسند. شايد هم به اين دليل که اگر نسخه هاي آنان عملي نباشد، آنان آسيبي نمي بينند

Posted by Posted by Esmaeil at 4:28 PM

Sunday, December 12, 2004


خير سرم مثلا امسال كنكور دارم. نهايتاً خيلي هم كه سر و تهش را بزنيم، هفت ماهه ديگر بيشتر براي مطالعه فرصت ندارم. اما هنوز كه هنوزه نه تنها اول خطٌم، بلكه يك برنامه ريزي هم براي خودم و براي اين هفت ماهه نكرده ام. بعد از سه سال وقتي كه پاي اين سه سال دبيرستان گذاشته ام حالا كه كتابهاي آن دوره را برميدارم تا براي امتحان كنكور مطالعه كنم انگار كه اصلاً تا حالا يكبار هم اين كتابها را نديده ام. اين روزها دور و برم را تمام كتاب و جزوه گرفته، اما دريغ از مطالعه كردن يك برگشان.
اينطوري نمي شه! بايد يك فكر درست و حسابي براي خودم كنم. وگرنه سال ديگه هم همين پشت كنكوري باقي مي مانم. با اين پايه درسي ضعيفي كه من در دوران دبيرستان داشته ام اگر تمام وقت روزم را هم پاي كنكور بزارم باز هم فكر كنم وقت كم بيارم. علي الخصوص براي مني كه يكسال از درس و مدرسه هم دور بوده ام و بسياري از مطالبي كه ياد هم داشته ام از ذهنم پريده.
يك فكري هم بايد به حال اينترنت و وبلاگ و وقتي كه بابتشان ميگذارم كنم، چون اينها حداقل نيمي از وقت روزانه مرا ميگيرند و اگر قرار باشد به همين منوال پيش برود كه كلاهم واقعاً پس معركه است.

Posted by Posted by Esmaeil at 7:56 PM

Saturday, December 11, 2004


حدود يك ماه ديگه اولين هوستينگ ايراني ( همان شارع 2 معروف ) راه اندازي ميشود. بحث هاي زيادي راجع به آن،من جمله فوايد اين طرح براي كشور از اين ور و اونور به گوش ميرسد. فوايدي مثل پايين آمدن قيمت هوستينگ در ايران، دسترسي سريعتر به بسياري از سايتهاي اينترنتي كه بر روي اين سرورها قرار ميگيرند، بهره وري در استفاده از پهناي باند كشور وغيره

از طرفي عده اي از يك راه گذر ديگه به اين قضيه نگاه مي كنند. به اين صورت كه شارع دو نه تنها براي كشور مفيد نمي دانند بلكه از آن به عنوان ابزاري براي محدودتر كردن فضاي اينترنتي ياد ميكنند. اما فعلاً بايد منتظر و ماند و ديد كه آيا بايد براي راه اندازي اولين هوستينگ داخلي خوشحال باشيم و يا براي مقابله با محدوديت هاي احتمالي خود را آماده كنيم

Posted by Posted by Esmaeil at 6:15 PM

Tuesday, December 07, 2004


ديروز اولين روز ثبت نام آزمون سراسري براي ورود به دانشگاه بود. در آن سرماي اول صبحي از خانه بيرون زدم. با هزار آمال و آرزو. براي خريد دو دفترچه كنكور. يكي براي خودم و يكي هم براي خواهرم كه چند سالي از من كوچكتر است. خوشحال بودم! يعني هر دو خوشحال بوديم. خوشحال از اينكه ما نيز اگر خدا بخواهد و بعد از يك سال جان كندن و نشستن پاي كتابهايي كه هيچ ازشان ياد نگرفته ام و هيچ علاقه اي هم بهشان نداريم، بتوانيم به دانشگاه راه پيدا كنيم.
از دوران كودكي و نوجواني هميشه در تلويزيون، جرايد و ساير رسانه هايي كه ديده ام و خوانده ام، دانشجو را قشر فرهيخته و عالم جامعه و دانشگاه را مكاني انسان ساز برايم تعريف كرده اند. واقعاً كه چه تعريف زيبايي هم هست! اما مسائلي كه ديروز از ديدار دانشجويان با رئيس جمهور در رسانه ها ديده ام و خوانده ام ، بسيار متفاوت است از چيزي از دانشجو شنيده ام و انتظار داشته ام. ديدار با شخصي كه خود با عشق و علاقه او را رئيس جمهور يك كشور كرده اند. و در هر بار ديدار او با دست زدن و لبخند بر لب به استقبال او رفته اند. اما چرا حالا همين عشق و علاقه خود را به او ابراز نمي كنند؟ چرا بدون ذره اي منطق اينچنين با احساسات كودكانه به استقبال شخص محبوب مي روند؟ آن هم با فحش و فرياد و هو كردن! مگر نه اينكه همين دانشجويان هفت سال پيش با دست زدن و هزار سلام و صلوات به استقبال وي ميرفتند؟ پس چرا حالا حاضر نيستند حتي به حرفهاي او گوش بدهند.
بسياري از اين دانشجويان كه حالا با سوت و فحش و فرياد در پي يافتن هويت خود بودند، اصلاً شايد در دوره اي كه خاتمي براي رياست جمهوري كانديد شده بود حتي به سن راي دادن هم نرسيده بودند. اما چرا حالا فرياد مي زنند كه ما راي خود را از خاتمي پس ميگيريم واقعاً جاي سوال دارد؟ حتي دانشجوياني كه به سن قانوني راي رسيده بودند، " مگر شما از روي احساس و يا به زور راي خود را به خاتمي داده ايد كه حالا ميخواهيد با احساسات و فحش و زور و ناسزا راي خود را پس بگيريد" ؟ اينها همه سوالاتي است كه بايد برايشان جوابهايي پيدا كنم.

Posted by Posted by Esmaeil at 8:06 AM

Wednesday, December 01, 2004


باریک الله به مسئولین سازمان سنجش که امسال یک حال اساسی به ثبت نام کنندگان در کنکور سراسری رو دادند. همینطوری که احتمالاً اکثر شماهایی که امسال مثل من کنکور دارید میدونید ثبت نام آزمون سراسری 1384 از شانزدهم همین ماه شروع میشه.
روز دوشنبه برای آشنا شدن با جزئیات ثبت نام رفتم تا هفته نامه پیک سنجش این هفته رو بگیرم. در حین خواندن مراحل ثبت نام متوجه شدم که ثبت نام امسال یک فرق های قشنگی با سالهای قبل داره که واقعا خوشحال شدم. امسال سازمان سنجش علاوه بر ثبت نام از طریق اداره پست امکان ثبت نام از طریق سایت اینترنتی سازمان سنجش رو هم برای شرکت کنندگان در کنکور فراهم کرده. یک کار قشنگ دیگه ای که کردن اینه که وقت پر کردن فرم ثبت نام آدرس پست الکترونیکی هم به صورت اختیاری از داوطلب گرفته میشه تا در صورتی که قرار باشه مکاتبه ای از طرف سازمان سنجش با داوطلب انجام بشه از این طریق انجام بشه.باید نشست و دید که امسال برای اولین بار آیا سازمان سنجش بطور صحیح از انجام این کار بر میاد یانه!

Posted by Posted by Esmaeil at 5:07 PM

 
>